خدا را هجی کن
عشق را در گذار مرگ منجی کن...خدا را برای ماندن عشق هجی کن
اگه اقرار یه روزی میون خواهش تو، لونه می کرد اگه سقفی، دست عاشق منو، با دلت همخونه می کرد اگه فریاد هنوزم، سر طنازی و انکار نداشت اگه انکار دوباره، رو تن صبور دل پا نمی ذاشت شاید این زمین بایر، هوس عاشقی رو بیشه می کرد شاید این بیشه، بهار رو تو دل عاشقی، همیشه می کرد آخه چشمای آدم، حرف سنگین دلو رو می کنه می دونم پشت نگاهت، حسرتی، برق نگاه منو سوسو می کنه دیگه از دورن شکستن، بهوای کسی، حاشا نداره پرپر یاس امیدی، به زوال سوختن از دور، تماشا نداره صحبت تنور این عاشقی اما یه نفس، مسابقست توی این مسابقه، بین اون چشما و این دلا یجور معاملست بذار این غرور من باشه، که پشتش میشه همنشین خاک بذار این پیچک من باشه، که تن داده به عاشق کشیه حریص تاک از سر ما که گذشت، ولی من بعد بیا و، قصه خستگی رو بهونه کن اگه باز قسمت قلبی شد، شریک هوس خام دلت، عشقو ویرونه نکن عشقو بی حد کردی، راهیو سد کردی دستیو رد کردی،آره بازم میگم... این تو بودی که بد کردی به ژرفای تو می گریم، به ژرفای سقوطی سخت شکایت را سپر کردی، به انگشت نشان بخت گذشتن را وضو کردم، به آب توبه ای رنگین شکستن را صدا کردی، به رسم تحفه ای دیرین عمود خیمه ای با من، نگون شد از سر بی تو چه ساده حسرتی با من، عیان شد از دل بی تو ترکهای عبور تو، حریص سقف سامان شد تمام آسمان تو، دلیل سیل باران شد صدای جغد نفرت بود، طنین هر چه دیوانه به عجزو لابه دیوار، نشد آباد، ویرانه کنون ویرانه ای آمد چه حاصل از قصور عشق بیابانی که می سوزد به امید عبور عشق
| Design By : Night Skin |
